بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 57
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
آواز خوش و مزمار باشد . على زعم بعضهم « و للرّسوم جاذب » يعنى سماع براى رسوم و آثار ، جاذب است يعنى رسوم هستى را جذب مىكند بسوى مقصد بهنحوىكه از رسوم غافل مىشود و احتمال دارد كه عبارت اصل اينطور باشد و للمرسل جاذب و نسخه غلط باشد « سالب جاه يزعج ما خفى » سلب جاه مىكند كه اگر شخص صاحب وجاهتى را سماع مؤثر گردد از وقر و سنگينى جاه او را به طيش و سبكى مىآورد و برمىكند آنچه را كه مخفى است ( كه زنگ خيالات غير مهم و مخالف مقصود باشد ) « و لا يرى له اثر » ديده نمىشود مر سماع را يعنى كندن سماع را اثرى و الا اثر خود سماع از وجد و حركت و گريه مترتب است و يا مراد از اثر اثر و تأثير قلبى سماع است كه خود آن مرئى نيست و آثار ظاهره از عوارض لازمه آن امر قلبى است و شايد ضمير له به ما خفى راجع گردد يعنى آنچه پنهان بود و بركنده شد براى آن اثرى ديده نمىشود قوله « و يظهر خفيّات اسرار المقصود » و ظاهر مىكند پنهانىهاى اسرار مقصود را مثل اينكه صورت وعد و وعيد و عذاب و حرمان را به صورت لطف الهى جلوه مىدهد كه حقيقت هم اينست كه كلّ فعل الجميل جميل كه فرمودهاند : عاشقم بر لطف و بر قهرش بجد * اى عجب من عاشق اين هر دو ضد و لطائف اسرار كلام بزرگان در هنگام سماع كه معلوم سايرين نيست بر مستمع با حال ظاهر گردد و غير از اين مذكور به بيان نمىآيد كه ديدنيست نه شنيدنى . « و لا يظهر من ذاته غير علم » و ظاهر نمىگردد از ذات آن بجز علم يعنى عالم مىشود با نور بصيرت به اينكه همه اقوال و افعال محبوب محبوب است و جالب مقصود ، بلكه مراد از علم وجد همينست در باطن مثل ادراك جوع و عطش . قوله قس « السّماع من ثلاثة اوجه سماع للطّبع و سماع للرّوح و سماع للقلب فسماع الطّبع يحنّ الى الدّنيا و زهرتها » يعنى سماع سه قسم است سماعى است براى طبع ، و سماعى است مر روح را و سماعى است مر قلب را و بعبارة ديگر سماع عوام و سماع خواص و سماع